![]() |
![]() |
|
| مباحث انتقادی من در باره قومیت ها |
|
ضمن تشكر از همه دوستان كه سبب شدند اين مباحث در اينجا مطرح گردد از دوستان بسيار صميمي كه متاسفانه اشتباها به جاي نقد و بررسي مطالب من ( كه حتما بي خطا نيست ) به عنوان يك تلاش فرهنگي ناكارآمد و قديمي اين وبلاگ را هک نمودند . نه ترك يا عرب بودن عيب و ننگ است و نه فارس يا انگليسي بودن . همه زبانها داراي شيريني و لطافت خاصي بوده و از الطاف و عنايات خداوندي هستند . عظمت و كمال انسانها در گرو منطق نيرومند ، عواطف انساني ، انديشه والا و بردباري و خير خواهي نسبت به همه انسانهاست . تحقير و توهين زبانها و قوميت ها و مليتهاي ديگر كار متعصبان كوته فكر سرشار از عقده و كينه است نه درخور انسانهاي بلند نظر و خردمند و ديندار . اميدوارم دوستان بار دگر به جاي گفتگوي متقابل به عمليات هک ( كه نوعي استبداد و راهزني اينترنتي است براي پاسخ دادن به حريف از راه خفه كردن او ) دست نزنند . در صورت هک شدن مجدد اين وبلاگ حقانيت بيش از بيش سخنان من و ناتواني فكري هکر هاي مورد نظر به بهترين صورت اثبات خواهد شد . براي مطالعه پيش زمينه ي اين مباحث به کامنتهای وبلاگ من و دوست خوبم تورج مراجعه كنيد بحثي در باب ترك و فارس 1 . خيلي از تركها و آذري ها را مي شناسم كه ترك بودن خودشان را مخفي مي كنند و خيلي هاي ديگر هم هستند كه كور اغولو و دده قورقود كه سهل است حيدربابا را هم نخوانده اند . در حالي كه لهجه شيرين استاد محمد تقي جعفري تبريزي ، نه تنها از عظمت ايشان نمي كاست ، بلكه بر احترام و جاذبه ايشان مي افزود . اكثريت ترك هاي ايراني مخصوصا متخصصان و دانشمندان شان به زبان فارسي حرف مي زنند و به زبان تركي هم اگر حرف بزنند تركي نيست ؛ بلكه 90% آن فارسي است و تعداد خيلي كمي كه به زبان و نژاد ترك تعصب شديد نشان مي دهند ، مي روند و به نظر خودشان كلمات عجيب و غريب نادر و كم استعمال را پيدا مي كنند و به زباني حرف مي زنند كه گويا و رسا نيست و براي اكثريت ترك زبانان كوچه بازاري مفهوم نيست و كلماتي به كار مي برند كه حتي در كتب قديمي هم نيامده است . خود اين زبان عجيب و غريب كه هيچ جا به كار نمي رود باعث دوري ترك ها از زبان طبيعي خودشان مي شود . حتي خود شما هم اعتراف داريد كه تركي زبان و كلمات مستقل ندارد و مجبوريد براي حفظ استقلال و عظمت تركي ، مطالبتان را لاتيني بنويسيد ؛ مانند يك روسي كه از زبان خود هيچ نداند و تنها انگليسي بلد باشد و بگويد من روسي را به انگليسي مي نويسم . شما با نوشتن سخنان به لاتين به جاي دفاع از ترك از لاتين و آنگلوساكسون ها دفاع مي كنيد . لابد حق ترك ها را هم اروپايي ها و آمريكايي ها بايد به آنان برگردانند . 2 . هيچ كسي نمي تواند ترك يا كرد يا لر يا آذري يا فارس را مسخره كند . مگر ان كه عقل و انديشه و ادب نداشته باشد . زيرا زبانها و نژادها از الطاف الهي است براي بهتر شناختن همديگر و تنوع زبانها شيريني ارتباطات است . اگر گاهي براي ترك ها طنز مي سازند ، براي كردها و لرها و عرب ها و فارس ها هم مي سازند . من عربها يا كردها و ترك هايي را مي شناسم كه گاهي جوك هايي عليه خودشان نقل مي كنند و مي خندند و اين طنز و شيريني است . مگر براي بچه تهراني يا رشتي و مازندراني كه فارسند كم جوك ساخته اند . جوك اگر از غرض و مرض ناشي نشود حاكي از تحقير و توهين نباشد چيز خوبي است ؛ اما مردم كم ظرفيتند و گاهي همين جوك ها سبب اختلافات شديد مي گردد . مي گويند رضاخان به چهار زبان فحاشي مي كرده است . مشكل ما مشكل فرهنگ و ادب و اخلاق عمومي است . دعواي بالا برره و پايين برره از كم ظرفيتي است و اين ضعف فكر و فرهنگ و ادب است كه عليه هم و براي حال گيري جوك مي سازند . در اين جوك ها رشتي ها هميشه بي غيرت و فاسدند و قزويني ها انحراف جنسي دارند و ترك ها و لرها و عرب ها مظهر ناداني و حماقت هستند و اصفهاني ها كنس و پول پرست هستند و تهراني ها زنباره و فاسد . صدها جوك هم عليه سازندگان اين جوك ها ساخته مي شود كه هدف آنها تهراني ها و بچه تهراني ها هستند . در اين طنزها هزار برابر حماقت و انحرافات ساير شهرها به بچه تهراني نسبت داده مي شود . با شنيدن آنها هر بچه تهراني ساعت ها و هفته ها سرخ مي شود . در حالي كه اكثر تهراني ها تهراني نيستند و مهاجرند . بيش از نيمي از تهراني ها ترك هاي تلاشگر و صنعتگر و شريف اند . بازار ترك و خيابان ترك و توليدي ترك و كارخانه ترك و .... معلوم نيست اين تهراني كيست . بايد اين مشكل فرهنگي را اصلاح كرد و مردم را به ادب و انصاف و واقع بيني دعوت كرد . برخلاف آنچه گفته مي شود قزوين هنوز هم شهر مذهبي و سنتي است و علماي بسيار بزرگي از اين شهر برخاسته اند و اصفهاني هاي بسيار سخاوتمندي هستند كه شايد هيچ جاي ديگر پيدا نشود . حجم فعاليت هاي مذهبي اهالي تهران ، از جوانان پاكدامن و آگاه از ترك و فارس و لر و بچه ناف تهران كه همگي در تهران زندگي مي كنند ، صدها برابر شهرهاي ديگر است . نقشي كه ترك ها در فرهنگ و دانش و هنر و صنعت و دينداري دارند بسيار كم نظير است . همينطور لرها . لرها علاوه بر صداقت و پاكدامني و شجاعت ، عالمان بزرگي مانند آيت الله بروجردي داشته اند . انحرافات جنسي در هر شهري ممكن است باشد ولي اين قبيل جوك ها ديدگاه انسان را تنگ و متعصبانه مي سازد و خود اين طنزها بر حماقت و فساد و انحرافات جنسي و عقيدتي مي افزايد و گوش دادن و نقل بسياري از آنها گذشته از زشتي و خلاف ادب بودن ، توهين به اعتقادات ديني هم هست و كاري حرام و نارواست . 3 . شايد تصور كنيد كه من نمي دانم شوونيستها چه كساني هستند ؛خير اين طور نيست . از تعصبات آنان آگاهم ؛ اما اين را مي دانم كه دسته زيادي هم هستند كه به بهانه مخالفت با شوونيست ها دنبال آذربايجان بزرگ و كردستان بزرگ و عربستان بزرگ و بلوچستان بزرگ و تركمنستان بزرگ هستند و اين امكان پذير نيست مگر با جنگ داخلي و شورش و كشتارهاي وسيع . كه البته اروپايي ها و آمريكايي ها حريصانه و با عشق و علاقه اين پروژه را دنبال مي كنند . 4 . بسياري از دانشمندان و سياستمداران و عالمان و عارفان و شاعران و هنرمندان بزرگ به ويژه بعد از انقلاب از آذربايجان برخاسته اند . ما هميشه دو سه وزير آذري در كابينه داشتيم . تا آن جا كه من سراغ دارم كسي از فارسهاجايي ننشسته عليه عرب ها و كردها و ترك ها و بلوچ ها و ازبك ها توطئه كند و بگويد رييس فقط بايد از ما باشد باشد . اين خلاف واقعيت است . اگر به بعضي مناطق مانند آذربايجان غربي يا شهرهاي مرزي كرد نشين يا عرب نشين كم توجهي شده به خاطر مرزي بودن اين مناطق و عدم امنيت كافي براي صنايع و كارخانجات و سرمايه گذاري ها بوده است . زيرا هر كارخانه بزرگي در اين مناطق مي تواند با يك موشك سرگردان از گروههاي تروريست مرزنشين نابود گردد . اما در عوض اذربايجان شرقي استان دوم يا سوم كشور و قطب مهم صنعت ايران است . 5 . بسياري از فارس ها را مي شناسم كه به ترك ها و آذري ها احترام زيادي قائل هستند و حتي سعي مي كنند از شعر و ادبيات آذري مطلع شوند و از بزرگان آذربايجان با احترام ياد مي كنند . اما شماها كاري مي كنيد كه همه فارس ها عليه ترك ها بسيج شوند و دوستي را از ياد ببرند . همين سخنان تهديد آميز خودتان را ملاحظه كنيد . با اين كار دوستان خود را فراري مي دهيد . در حالي كه مثلا وبلاگ دوست بسيار بزرگوارم قاراباغ خيلي محترمانه تر در اين مباحث حرف مي زند . 6 . دوست عزيز حق همه ملت ايران در زمان شاه ضايع شده بود و از جمله اقليت هاي قومي و زباني و محلي . براي همين انقلاب شد . مردم بعد از انقلاب آزادي عمل وسيعي پيدا كرده اند . كارهاي افراطي در دفاع از زبان ها و اقليت هاي قومي و ... رفتارهاي افراطي معكوسي به دنبال دارد . اگر حقي از ترك ها و كردها و عرب ها و فارس ها ضايع شده ، بايد به دنبال راههاي درست و منطقي براي احقاق حق گشت . طبيعي است كه ايران هشت سال در برابر بلوك شرق و غرب ايستاد و يك متر از خاكش را نداد و نپذيرفت كه اهواز بشود الاهواز و پايتخت كشور كوچك عربي . امروز هم در نقشه كردستان بزرگ در لندن ، اروميه پايتخت كردستان معرفي شده و در طرح جدايي طلبانه ديگري تبريز پايتخت آذريايجان بزرگ ناميده شده است . در حالي كه در آمريكا ، ايرانيان ساكن آنجا در شعر و سرودهاي خود مي گويند « نگذاريد ايران ، ايرانستان شود » و بگوييد « ايران بزرگ » . همان طور كه آذربايجان شوروي قبول نمي كند كه بخشي از قلمرو آذربايجان ايران شود تا ترك ها وحدت و همدلي بيشتري داشته باشند . 7 . در بين عربها و كردها و بلوچها و فارسها و ترك ها هم ادم خائن و دزد هست و هم افراد خدمتگزار و متعهد و تلاشگر . اما دفاع افراطي از يك زبان باعث مي شود كه ما نقطه ضعف هايش را فراموش كنيم . مثلا در زبان تركي فحش هاي خيلي متنوعي وجود دارد و من با بعضي از دوستان ترك زبان كه ارتباط دارم ميبينم گاهي خيلي دوستانه اين فحش ها را جزء فرهنگ عادي خانواده هاي خود كرده اند ؛ زبان فارسي هم چون كاربرد وسيع تري دارد ،فحش هايش غني تر از تركي است ؛ مثلا در فرهنگ معين ذيل كلمات جنسي صدها نوع تعابير فارسي مربوط به لات و الواط آمده است ؛ اما هزاران كتاب علمي و ادبي و عرفاني بسيار پر محتوا هم به فارسي نوشته شده است . در زمان شاه دو نفر خيانت اساسي به ايران نمود : اول محمد رضا پهلوي كه پدرش فارس و از اهالي سفيد كوه مازندران بود و دوم همسرش فرح ديبا كه اهل تبريز بود . احمد كسروي تبريزي خائن را هم از ياد نبرده ايم . اگر چه تبريز مركز آزاديخوهان و از مراكز اصلي انقلاب مشروطه و انقلاب اسلامي هم بوده است . آيا واقعا به نظر شما سيد احمد پيشه وري كه با حمايتها و الطاف خاص روسيه تزاري در آذربايجان حكومت مستقل اعلام كرد ، به ايران خدمت كرد ؟ 8 . سوال مهم براي من اين است كه در دوره خلفاي عباسي مدت زيادي حكومت به دست تركها اداره شد ؛ اما زبان تركي رايج و حاكم نگرديد و رسميت نيافت و چرا سلطان محمود غزنوي ترك 80% شاعران اطراف خود را از فارسها انتخاب كرده بود و چرا شهريار بيش از 80% شعرهايش را به فارسي سروده و چرا علامه طباطبايي و آيت الله موسوي اردبيلي و آيت الله شبيري زنجاني و .... كتاب هاي خود را به فارسي نوشته اند و نه تركي ؟ چرا مهمترين كتاب شعر مثنوي جهان را يك ترك يعني مولوي سروده و دومين كتاب غزل شعر فارسي را يعني ديوان شمس را نيز او سروده در حالي كه همسرش خاتون كرا و حاكمانش و منطقه اش همه ترك بوده اند . سوال مهم ديگر من اين كه چرا پدر بابك از اهالي خوزستان بوده و چرا قاتل بابك يعني افشين يك ترك است ؟ 9 . نمي توان براي دفاع از ترك به عربها و فارسها حمله كرد . طبيعي است كه هركس زبان خود را از همه زبانها بيشتر دوست دارد و اين موهبت خدادادي است . مگر اين كه باعث بروز تعصبات افراطي گردد كه كاري غير منطقي است . عربي زبان دين و آيين يك امت بزرگ است فراتر از ايران و افغانستان و عربستان . فارسي هم زبان ميليونها تن در ايران و هند و دهها كشور ديگر است . 10 . ما فرزند همين پدران و اهالي همين مناطق خودمان هستيم و اهل تركيه يا آذبايجان شوروي نيستيم . فرهنگ و زبان تركيه با فرهنگ و زبان تركمن هاي تركمن صحرا فرق مي كند و هر دو با فرهنگ و زبان آذربايجان شوروي متفاوت است . آذربايجاني هاي ايران بيش از 60 ـ 7 % كلمات تركي تركيه را نشنيده اند و آداب و رسوم شان هم با آنها فرق مي كند . همين طور ترك هاي اراك يا زنجان و تبريز و قزوين و اردبيل . البته چيزهاي مشتركي در همه اينها هست . همان طور كه بين گيلكي ها و فارسهاي تهراني مشتركاتي هست . من شما را نمي دانم ولي ما در ايران به ايراني بودن خود افتخار مي كنيم و به زبان فارسي و آذري افتخار مي كنيم و هم شعرهاي سهراب سپهري را دوست داريم و هم حيدرباباي شهريار را . هم قم و كاشان را ، هم تبريز و همدان را . هم مثنوي مولوي را هم ترجمه تركي آن در تركيه كه با اين بيت شروع مي شود : اشيد نيدن حكايت ايلري آيريليخلاردان شكايت ايلري عزاداري شورانگيز ترك ها براي امام حسين(ع) شهره عام و خاص است و بسياري از مردم و علماي فارس زبان دوست دارند به نوحه هاي موذن زاده اردبيلي گوش دهند و عزاداري ترك ها را مخلصانه تر و صميمانه تر مي دانند . 11 . من به شما دوستان ارادت دارم و مطالب شما را با دقت دنبال مي كنم . اما اگر باز هم به سبك بيگانه پرستانه لاتين بنويسيد ، هرگز هيچ پاسخي از من دريافت نخواهيد كرد . برويد از الان تمرين كنيد تا سرعت تايپ فارسي تان بالا برود يا اين كه خط لاتين اجنبي و بيگانه هاي از خود راضي پرمدعا را كه براي غربي ساختن به تركها تحميل كرده اند كنار بگذاريد و زبان اصلي تركي را پيدا كنيد و بگوييد اين زبان چيست و كجاست . چون هنوز هم زرتشتي ها زبان مرده پهلوي را كمي تا قسمتي بلدند و ارمني ها و آشوري ها به همان زبان خودشان در كليسا دعا مي كنند و آن را بلدند و اين چه زبان تركي اي است كه خطش مال اروپايي و امريكايي است و خودش هم در تاريخ كهن گم شده است . مگر زبان گم شدني است . خط فارسي و عربي و تركي و حروفش مشابه م است و اين واقعيت تاريخي آشكاري است .اگر مشكل در خورده شدن حق ترك ها توسط ساير اقوام است ؛ دوره هايي كه ترك ها به قدرت و حكومت رسيده بودند ، مانند صفويه ، چرا اين اندازه شما تعصب تركي نداشتند و خدماتي به زبان فارسي كردند كه كم نظير است . سعي كنيد منصفانه واقعيات را دنبال كنيد و كاري نكنيد كه براي گرفتن حقي صدها حق ديگر پايمال گردد و همان حق اصلي هم از دست برود . ضمنا راهبردي و منطقي و عملي فكر كنيد و پيشنهاد دهيد كه براي به دست آوردن چنين حقي چه بايد كرد . كاري نكنيد كه اين بار من به شما بگويم « ترسو» !
|
||||||
|
+ نوشته شده در
دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1385ساعت 16:9 توسط یاس |
|
||||||
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
|
| نوشته های پیشین |
|
اردیبهشت 1385 |
| پیوندها |
|
وبلاگ اصلي من بحث هاي من در باب اکنکار وبلاگ همسرم كتابخانه همسرم |
|
RSS
|